تبليغاتX
یا تو یا هیچکس دیگه
شمع اي شمع چه ميخندي؟ به شب تيره خاموشم به خدا مردم از اين حسرت كه چرا نيست در آغوشم

روزي دروغ به حقيقت گفت : مــــيل داري باهم به دريـــا برويم و شنـــا کنيم ، حقيقــت ساده لــوح پذيرفت و گول خورد . آن دو با هم به کنار ساحل رفتند ، وقتي به ساحل رسيدند حقيقت لباسهايش را در آورد . دروغ حيلــــه گـــر لباسهاي او راپوشيد و رفت . از آن روز هميشه حقيقت عــــريان و زشت است ، اما دروغ در لبــــــاس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان مي شود

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم دی 1385ساعت 15:51  توسط عاشق تنها  |